تبليغاتX
محفل انس





موضوع هاي وبلاگ

مطالب کوتاه اخلاقی ، عرفانی
مطالعه در آفاق
فلسفه
زندگي علما و عرفاي شيعه
شخصی
پيوند هاي روزانه
اشعار عرفانی،نصایح و حکایات بزرگان
دانا برای آنهائی که بیشترمیخواهند بدانند
کمال انسانی و عروج روحانی در سلوک عرفانی
کمی شعور
خط فاصله
اندرین پستی.. (عبید)
دوستانه(it کرج 84)
وبلاگ های دیگر از همین نویسنده

وبلاگ قبلی
english weblog
الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه
آرشيو مطالب

خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آشنايي با نگارندگان
؟

 

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8703129747

حدیث

از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمود: بنده اى مزه ايمان را نمى چشد مگر اينكه بداند كه آنچه به او رسيده نمى توانست به او نرسد و خطا رود و آنچه كه به خطا رفته و به او نرسيده نمى شد كه به او برسد و بداند كه زيان رساننده و سوددهنده فقط خداى عزوجل است .

 از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: هيچ چيزى نيست جز اينكه براى آن حدى است - راوى گويد: - عرض كردم فدايت شوم حد توكل چيست ؟ فرمود: يقين . عرض كردم : حد يقين چيست ؟ فرمود: حد يقين آن است كه با وجود خداوند از هيچ چيز نترسى .

اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمايد: اجل به عنوان نگاهبان براى آدمى بس است .

اخلاص
قال امیرالمومنین علیه السلام:

اخلص فلبک یکفیک القلیل من العمل

قلب خود را از نیت های غیر خدایی خالص بگردان، عمل اندک هم برای تو کافی خواهد بود.

زیادی عمل گرشد ترا نغز

بود مانند جوزی خالی از مغز

خلوص نیت ار مقیاس باشد

قلیلش بهتر از الماس باشد

التماس دعا

www.ghadeer.org

برای خدا قدم برداشتن
گاهی انسان قصد دارد که از نقطه الف به نقطه ب برود و رسیدن به نقطه ب برای او هیجان انگیز و مهم است. گاهی این حرکت زمانی است مثلا کسی که دوست دارد زود تر به زمان فارغ التحصیلی برسد و گاهی مکانی مثل کسی که دوست دارد زود تر به خانه برسد و در این رسیدن هیجان و علاقه ی خاصی است. معمولا در این گونه حالت ها انسان دوست دارد هرچه زود تر این فاصله را طی کند. دوست دارد زمان زود تر حرکت کند و مکان زود تر پیموده شود. اما  در این بین غافل است از این حقیقت که این زمان خود بخش مهمی از زندگی و عمر او می باشد و دارای ارزش.
یک واقعیت تلخ در زندگی انسان های خاکی این است که همه زمان ها و مکان ها می گذرند چه آنهایی که به آن علاقه داریم و چه آنهایی که دوست داریم زود تر از آنها بگذریم. ایام هجران و وصل هر دو سریع می گذرند. و برای انسان همیشه این سوال خود نمایی می کند که چه کنم که زمان هایم ماندگار شوند و عبور هایم مفید باشند و مثل برگ پاییزی به زمین نریزند؟
زیبا ترین اکسیر دوام دهنده به لحظات و جاودانه کننده ی افعال و زمان ها و تنها اکسیر نگهدارنده ی خوبی ها همان قدم برداشتن برای خداست. یعنی اینکه درست در همان لحظه ای که چند قدم بیشتر تا جایی که باید یرسم باقی نمانده و شور و هیجان تمام وجودمان را فرا گرفته لحظه ای بایستیم، تصمیم بگیریم این چند قدم را برای خدا برداریم، نیت کنیم، هدف خدایی انتخاب کنیم، حتی اگر می توانیم وضویی بگیریم و بعد آرام و مطمئن با نگاهی به خدایی که همیشه مارا می نگرد قدم بزنیم یا بدویم تا به مقصد اما دویدنی که اینبار برای خداست!!! در این صورت خیالمان راحت است که این زمان نگذشته و نابود نشده و برای همیشه برای ما باقیست، نه مانند باقی ماندن خاطره ها بلکه همانند واقعی ترین باقی ماندن ها و ملموس ترین و محسوس ترین آنها .
خدایا
خدایا . . .
شکرت که هر روز مرا بیشتر با دنیا آشنا می کنی !
شکرت که دانستم. کمکم کن که دانشم را به عمل بکشانم.
شکرت که آنچه خواستم دادی. کمک کن که ترا بیشتر بخواهم و بخوانم
 
معجزه
۷:۳۰ صبح :
گاهی دل انسان لک می زنه برای اینکه معجزه ای ببینه و ایمانش به خدای خود بیشتر و محکم تر بشه! یعنی خیالش راحت بشه. اما معجزه، چشم معجزه بین هم می خواهد. با هر چشمی نمی شود معجزه دید. اگر فرعون معجزه موسی را قبول نکرد به این علت نبود که معجزه را دید و نپذیرفت. بلکه به این علت بود که معجزه را اصلا ندید. یعنی چشم معجزه بین نداشت.
چشمی که اسیر آرزوهای مادی و زرق و برق دنیا شده، معجزه نمی بیند. من و تو هم اگر چشم معجزه بین نداشته باشیم، نمی بینیم. حتی اگر عصای موسی جلوی ما اژدها شود. اما برای کسانی که چشم معجزه بین دارند، دو معجزه عظیم هست . یکی خارج از ما و یکی درون ما.
معجزه ی خارج از من همین دنیاست و دیدنی های آن. معجزه یعنی آنچه انسان عادی از آن عاجز است. آیا انسان می تواند خورشید را طلوع دهد یا زمینی که در این فضای لایتناهی مانند گلوله ی بی هدفی با سرعت در حرکت است را آنچنان هدایت کند که به سیاره ی دیگری برخورد نکند؟ آیا می تواند حتی کرم ابریشمی را به پروانه شدن بکشاند؟
و مجزه ی درون که عظیم است و عجیب. معجزه ی خود آگاهی. اینکه من منم. خیلی سخت است. چه کسی چیزی آفرید که خود را می شناسد؟ با کدام علم می شود موجود خود آگاه ساخت؟ شناخت این معجزه با من کیستم آغاز می شود.
نیک بنگر. آنچنان سراسر وجود را معجزه فرا گرفته که حتی برای لحظه ای هم نمی شود چشم به جایی دوخت که معجزه ای دیده نشود. معجزه منم. معجزه تویی. معجزه تمام هستی و افکار و بودن ماست. معجزه غم ها و شادی های ماست و محبت ها و دوستی های ماست. مگر در دعا های ائمه ندیده اید که اوست خدایی که می خنداند و می گریاند. آنکه مریض می کند و شفا می دهد. آنکه مرا آفرید و هدایت کرد و .... اینها همه معجزات اوست.

۸:۴۵ صبح:
اما گاهی هم دوست داریم در زندگی ما معجزه ای رخ بدهد و تغییری در ما ایجاد شود و انسان بهتری شویم. این معجزه چیزی نیست جز تصمیم خود ما و دعا. باید از خداوند بخواهیم و عاجزانه دعا کنیم که ما را در راهی که انتخاب کرده ایم کمک کند و آرام آرام شروع به عمل کنیم. و باید بدانیم که این معجزه به یک باره اتفاق نمی افتد و باید در یک فرایند تدریجی و آرام پیش برود. چون در معجزات فردی و تغییرات روحی، آنچه مهم است خود تغییر نیست بلکه مهم دوام آنچه تغییر یافته است. مثلا این مهم نیست که من بتوانم هزار عادت رفتاری جدید را در یک روز در خود ایجاد کنم بلکه این مهم است که بتوانیم یک عادت را آنچنان در خود ایجاد کنم که تا آخر عمر ادامه داشته باشد.
لازم نیست که از اول شروع کنم به نماز شب خواندن بلکه همینکه عادت کنم که نماز صبحم قضا نشود و این تا آخر عمر ادامه داشته باشد خیلی خوب است یا اینکه مثلا عادت کنم به اینکه در هر شرایطی نماز اول وقت بخوانم. معجزه های فردی با کارهای کوچک و آرام آرام است و گاهی نیاز به همراه و مشوق دارد.

خدایا کمک کن به سوی تو حرکت کنیم و برای تو
دلیل
تنها دلیلی که می توانم در راه درسی و علمی ای که پیش گرفته ام تاب بیاورم و با سختی های آن بسازم و ادامه دهم خداست. وقتی که سر کلاس می نشینم و استاد شروع به بیان اصطلاحات پیچیده و عجیب می کند و می دانم که نه منتظر تمام شدن کلاس هستم که پس از آن دوباره آغاز کلاسی دیگر است و نه منتظر گرفتن مدرکی که بعد از آن دوباره تکاپو برای گرفتن مدرکی دیگر است و نه بیرون از کلاس خبری است که بیرون رفتن از آن مرا از آن خبر مطلع کند، پس آرام می نشینم و با او خلوت می کنم و می گویم خدایا برای تو! و این ذهن مرا بسیار متمرکز می کند و آرام. شاید تنها امیدم به خواندن این درسها گشودن پرده ای از اسرار هستی باشد و فهمیدن پرده ای از پرده های راز آفرینش و یا گشودن گره ای از کار بنده های خدا و راه نمودن به راه گم کرده ای در بیابان دنیا. و جز اینها، همه انتظار بازگشت است و نگاهی منتظرانه به آینده...
خوشم که آنگونه است که او می خواهد
همینکه انسان بداند آنچه که در حال اتفاق افتادن است، در حضور خداوند است و تحت تدبیر و برنامه ربزی او انجام می شود و خواسته خداوند این بوده که اینگونه اتفاق بیفتد انسان را آسوده و دلگرم می کند
گاهی بخاطر اینکه مسائل آنگونه که ما می خواهیم اتفاق نمی افتد، دلتنگ می شویم. ماندن را دوست داشتیم و رفتیم، رفتن را دوست داشتیم و ماندیم. گفتن را دوست داشتیم و مجبور به سکوت شدیم، سکوت را دوست داشتیم و به سخن آمدیم و .... اما اگر بدانیم که اینها همه در تدبیر آن دلدار مهربان است و مطابق آنچه او می خواهد، آرام می شویم و راضی.
چون او می خواست اینگونه شد پس بی تابی مکن و آرام بمان تا نتیجه ی زیبایش را با هم ببینیم

خدایا کمک کن که با تو باشیم و همیشه راضی به رضای تو
آداب زیارت. از بیانات استاد فاطمی نیا

نکته مهمی که در زیارت باید توجه داشت این است که هیچ شکی نداشته باشیم که حضرت به ما لطف و عنایت دارند.خیال نکنیم احدی از این بارگاه با شرافت و عظمت و خانه ولی خدا دست خالی برمی گردد. محبت و الطاف این بزرگواران حد و حصری ندارد. نهایت، بعضی می فهمند و بعضی نمی فهمند. نباید بگویی رفتم حرم و نشد! این نشدها بسیار خطرناک است. از کجا فهمیدی که مورد مرحمت واقع نشدی؟!

گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی   گفتا که نیک بنگر، شاید رسیده باشی

حضرت  آیت الله بهاءالدینی(قدس سره) که از علمای ربانی بودند و از ضریح مطهر امام هشتم(علیه السلام) جواب سلام می شنید و ایشان از مشایخ اجازه روایت بنده بودند روزی می فرمود : من با حضرت مزاحی کردم. دیدم مشهد خیلی شلوغ و پر ازدحام است، عرض کردم:آقا اینقدر در اطراف خود برای چه جمع کرده اید؟! ناگهان عالمی برایم منکشف شد، پرده برداشته شد، دیدم همه ی این افراد، مورد توجه و عنایت می باشند. حضرت به یکایک آنان لطف دارند! البته هرکس به تناسب ایمان و مرتبه خود بهره می برد و هیچکس محروم نیست.

نکته ها از گفته ها (ج1 ص 145)

الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه

 

وبلاگ شواهد که بنا است در آن مطالبی در مورد برخی آرای فلسفی و عرفانی ملاصدرا و دیگر حکمای مسلمان گفتگو شود راه اندازی شد. محور اصلی مباحث این وبلاگ، کتاب شواهد الربوبیه ملاصدرا می باشد.

shavahed.blogfa.com

 

انوار عبادات
یادگاری از سفر استاد فاطمی نیا به مشهد
عبادات و اعمال ما،‌ نماز های ما حتی اگر نمازی کم توجه باشد در درون ما نور ایجاد می کند. و این نور بسیار مهم است .
از یکی از عرفای بزرگ سوال کردند که آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی چطور به این مقامات رسید؟ فرموده بودند که ایشان انوار را جمع می کرد.
نکته ای که استاد اشاره فرمودند این است که ما انوار را خرج می کنیم. نماز می خوانیم، فردا صبح غیبت می کنیم، گناه می کنیم و با این کار آن انوار را از دست می دهیم. هر چه به دست می آوریم همان روز خرج می کنیم. مثل کسی است که می خواهد خانه بسازد.هر روز کار می کند دیواری را مقداری می سازد. شب که شد آنچه ساخته را خراب می کند. و فردا دوباره شروع می کند. این شخص هیچ وقت صاحب خانه نخواهد شد.
پس راز مطلب آن است که با همین اعمال به ظاهر اندک هم می شود به جایی رسید به شرط اینکه مراقب باشیم انوار آن را جمع کنیم و با گناه آن  را از دست ندهیم.
اعتراض مجید مجیدی به مطالبی که اخیرا توسط دکتر سروش در مورد قرآن و وحی مطرح شده است
سکوت در برابر جفای اندیشه‌ورزان دنیاطلب به پیامبر مهربانی جایز نیست

خالق فیلم سینمایی "آواز گنجشک‌ها" عصر امروز پس از گرفتن جایزه فیلم برگزیده انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان، با قرائت متنی به جسارت برخی به اصطلاح روشنفکران داخلی به مقام پیامبر مهربانی به شدت انتقاد و از تمام آنان که در مقابل این جفای بی‌نظیر سکوت کرده‌اند گله کرد.

 

ادامه مطلب
هر دم از این باغ بری می رسد

شاید اگر لازم باشد بعدا بیشتر در مورد این مطلب صحبت کنیم.

 

"قرآن، انسانی و خطاپذیر است"

متن در سایت رسمی دکتر سروش

متن اصلی مصاحبه

متن انگلیسی ترجمه شده توسط نشریهZemZem

نقد دکتر عبدالله نصری؛ کدام استدلال؟ / مصاحبه دکتر سروش با روزنامه کارگزاران و پاسخ

 نقد استاد بهاء الدین خرمشاهی

 نقد آیت‏الله سبحانی

موفق ترین خودکشی
خود کشی کردن به معنای از بین بردن حیات این بدن مادی خود کشی نیست. خارج کردن امکان خود کشی از اراده ی خود است. یعنی اگر من تا قبل از اینکه این بدن را از بین ببرم اراده ای داشتم که خودم را بکشم، از آن به بعد حتی اجازه خود کشی را هم ندارم و معلوم هم نیست که چه به سر انسان می آید. مطابق ادیان الهی از آن لحظه به بعد عذاب آغاز می شود و مطابق عقاید غیر الهی هم نا معلوم است و همه فرضیه.

پس بهترین خود کشی چیست؟

از خود رها شدن و خود را فراموش کردن و از عشق خدا لبریز شدن بهترین خود کشی است. ای کاش که بتوانیم خود کشی کنیم.

پاسخ به مادامین: خود کشی اول خود کشی اصطلاحی عوام است که حرام است و طبعا مطابق ادیان الهی پس از آن عذاب آغاز می شود و در آن عذاب دیگر حتی امکان خود کشی برای رهایی از آن عذاب هم نداریم. اما خود کشی واقعی خود کشی ای است که بعدی نداشته باشد. یعنی اینطور نباشد که بعدش عذاب یا راحتی مطرح باشد. بلکه اصلا بعد ندارد. این همان از خود رها شدن و به او پیوستن است.

نخست دیده طلب کن

چه سریع انسان تنبل میشه در رابطه با خدای خودش. چه غافلانه نشسته ایم و چه در خیال. دعا کنید که به راه بیام. هممون به راه بیاییم. حالا این شعر باشه اینجا. تا بعد

 نخست‌ ديده‌ طلب‌ كن‌، پس‌ آنگهي‌ ديدار      از آنكه‌ يار كند جلوه‌ بر اُولو الابصار

 ترا كه‌ ديده‌ نباشد كجا تواني‌ ديد    به‌ گاه‌ عرض‌ تجلّي‌ جمال‌ چهرة‌ يار

 اگر چه‌ جملة‌ پرتو، فروغ‌ حُسن‌ وي‌ است‌   ولي‌ چو ديده‌ نباشد كجا شود نَظّار

 ترا كه‌ ديده‌ نباشد چه‌ حاصل‌ از شاهد   ترا كه‌ گوش‌ نباشد چه‌ سود از گفتار

 ترا كه‌ ديده‌ بود پر غبار ، نتواني‌   صفاي‌ چهرة‌ او ديد با وجود غبار

 اگر چه‌ آينه‌ داري‌ براي‌ حسن‌ رخش‌   ولي‌ چه‌ سود كه‌ داري‌ هميشه‌ آينه‌ تار

 بيا به‌ صيقل‌ توحيد، آينه‌ بزداي‌   غبار شرك‌، كه‌ تا پاك‌ گردد از زنگار

 اگر نگار تو آئينه‌اي‌ طلب‌ دارد   روان‌ تو ديدة‌ دل‌ را به‌ پيش‌ او مي‌دار

 جمال‌ حسن‌ ترا صد هزار زيب‌ افزود    از آنكه‌ حسن‌ ترا  مغربي‌  است‌ آينه‌ دار

کتاب الله شناسی - به نقل از
ديوان‌ شمس‌ مغربی